اليعقوبي ( مترجم : آيتي )
485
تاريخ اليعقوبي ( فارسي )
سوگندى براى برده با خواجه اش ، و نه باديه نشينى پس از هجرت ، و نه سوگندى در قطع رحمى ، و نه هم نذرى در گناهى ، و اگر باديه نشينى ده بار حج كند سپس هجرت نمايد حج واجب اسلام هر گاه بدان راهى داشته باشد ، بر او واجب است ، و اگر برده اى ده سال حج كند و سپس آزاد شود ، نيز حج واجب اسلام اگر مستطيع باشد بر او واجب است . » و گفت : اعظم الذنوب عند الله اصغرها عند العباد ، و اصغر الذنوب عند الله اعظمها عند العباد ، « بزرگترين گناهان نزد خدا كوچكترين آنها است نزد بندگان ، و كوچكترين گناهان نزد خدا بزرگترين آنها است نزد بندگان . » و گفت : لا يلسع [ 1 ] المؤمن من جحر مرتين ، و الناس سواء كأسنان المشط ، و المرء كثير باخيه ، و لا خير لك فى صحبة من لا يرى لك من الحق مثل ما ترى له ، و اليد العليا خير من اليد السفلى ، المسلمون تتكافا دمائهم و هم يد على من سواهم ، [ 2 ] و المستشار مؤتمن و لن يهلك امرؤ عرف قدره ، و رحم الله عبدا قال خيرا فغنم ، او سكت فسلم ، « مؤمن از يك سوراخ دو بار گزيده نمىشود ، و مردم چون دندانه هاى شانه يكسانند ، و مرد به برادرش بسيار است ، و تو را خيرى نيست در دوستى با كسى كه مانند همان حقى كه براى او مىشناسى براى تو نشناسد ، و دست بالاتر بهتر است از دست پايينتر ، و مسلمانان خونهاى ايشان برابرى مىكند ، و آنان بر نامسلمانان يك دست هستند ، و طرف مشورت امين شناخته شده است ، و مردى كه قدر خود را بشناسد ، هرگز هلاك نخواهد شد ، و خداى بنده اى را رحمت كند كه سخن نيكى بگويد پس سود برد يا خاموش باشد تا سلامت بماند . » و سخن از اسب بميان آمد پس گفت : الخيل معقود فى نواصيها الخير ، بطونها كنز و ظهورها حرز ، « خير در ( موى ) پيشانى اسبان گره خورده است ، شكم اسبان گنج
--> [ 1 ] مروج الذهب ج 2 ص 301 : لا يلدغ . [ 2 ] ر . ك . كامل مبرد ، ص 39 .